امروز: يكشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷

مقام معظم رهبري: توليد مقاله هدف نيست. اولاً كيفيت مقاله مهم است. از اين مهمتر، جهت مقاله است

Nivo Slider Demo

محل فعلی شما : صفحه اصلی

رد پیشنهاد کشور خارجی از سوی مخترعان ایران مخترعانی که نام «ایران» را به اقامت کشور دیگر نفروختند/ به «ملیت» خود افتخار می‌کنیم

به گزارش خبرنگار گروه علمی و دانشگاهی خبرگزاری فارس، حدود یک ماه پیش بود که خبری در صفحه‌های علم و فناوری رسانه‌های مختلف منتشر شد و خوشحالی ایرانیان را در پی داشت.

«کسب مدال نقره مسابقات جهانی اختراعات از سوی محققان ایرانی»؛ این خبر نه تنها خوشحالی بلکه موجی از غرور و افتخار از ایرانی بودن را برای مردم در بر داشت.

گروهی از پژوهشگران و مخترعان ایرانی بار دیگر توانستند بدرخشند و مدال نقره مسابقات جهانی اختراعات 2018 کانادا را برای ارائه طرح دستگاه بی حسی دندان با امواج رادیوئی را بدست آورند.

مسابقات جهانی اختراعات و نوآوری کانادا در روز اول سپتامبر ۲۰۱۸ در تورنتو برگزار شد، در این مسابقات ۳۲۲ اختراع از ۴۲ کشور جهان از جمله آمریکا، آلمان، روسیه،کره، رومانی، ترکیه و کشور میزبان کانادا شرکت داشتند که دستگاه بی حسی دندان با استفاده از امواج رادیوئی توانست رتبه دوم جهان و مدال نقره مسابقات جهانی اختراعات و نوآوری کانادا(iCan 2018) شود.

 

اعضای این تیم شامل الهام رموزی، رضا نصرالهی نرگس آباد و مهرداد فوج لعلی و لیدا خیری هستند که از ابتدای سال میلادی جاری موفق به کسب مدال طلا و جایزه ویژه برای طرحی دیگر شده بودند.

ثبت این افتخار و خواسته مخاطبان خبرگزاری فارس برای آشنایی بیشتر با مجریان این طرح باعث شد تا از الهام رموزی عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی کاشان و یکی از مجریان طرح دعوت کنیم تا با حضور در خبرگزاری فارس، درباره چگونگی حضور این طرح در مسابقات جهانی صحبت کند.

فارس: از طرحی که در مسابقات جهانی اختراعات و نوآوری کانادا شرکت دادید، بگویید.

رموزی: خلاصه طرح اینکه دستگاه بی حسی دندان با امواج رادیوئی با استفاده از پروب اتصالی با مکانیسم تخریب دمایی،  بلاک موقت عصبی را ایجاد می‌کند. از جمله مزیت‌ها و برتری‌های این دستگاه می‌توان به ایجاد بی حسی در فک و نیز سایر اعضای بدن بدون نیاز به تزریق مواد شیمیایی، سرعت عمل بالا و نیز ماندگاری بی حسی در زمان های مختلف اشاره کرد.

این طرح در مورد بی‌حسی با امواج رادیو فرکانس است. اساس این طرح بر این بود به خاطر محدودیت‌هایی که بلاک عصبی دارد به سراغ این رفتیم که راه دیگری که بی‌حسی مطمئن‌تر باشد داشته باشیم و هم اینکه یکسری از اثرات ناخوشایند بی‌حسی را حذف کنیم. از طرف دیگر بتوانیم بی‌حسی کنترل شده داشته باشیم.

فارس: چطور این طرح را در مسابقات جهانی شرکت دادید؟

رموزی: ما در مسابقات تایلند هم شرکت کرده بودیم و در این فکر بودیم که آیا در مرحله اظهارنامه هم می توانیم اختراع را در مسابقات کاناداشرکت دهیم یا خیر. زیرا مسابقات کانادا اعتبار بسیار بالایی دارد.

با توجه به اینکه احتمال برگزیده شدن طرح های خیلی تخصصی در این مسابقات پایین تر است ولی تصمیم گرفتیم طرح را شرکت دهیم.

مسابقات تایلند سه روزه بود که تمام داوری ها در همان سه روز انجام می شد ولی در مسابقات کانادا چند مرحله از داوری ها قبل از برگزاری مراسم مسابقات انجام شد.

پس از داوری های اولیه ۳۲۲ طرح برای داوری نهایی برگزیده شد.

فارس: از ایران هم طرح های دیگری بین این ۳۲۲ طرح بود؟

رموزی: اطلاع دقیقی ندارم ولی فکر می کنم یکی دو طرح در زمینه پزشکی بود.

 

فارس: در ادامه حضور در مسابقات چه اتفاقاتی رخ داد؟

رموزی: بخاطر محدودیت هایی که در زمینه دلار پیش آمد نتوانستیم حضوری شرکت کنیم و یک نماینده از ایران در این مسابقات حضور یافتند که توانستیم نظر داوران را جلب کرده و به مقام دوم برسیم.

فارس: بازخورد طرح در مسابقات جهانی چه بود؟

رموزی: با اینکه ما طرحی را عنوان کردیم که تخصصی دندانپزشکی بود ولی با توجه به اینکه این طرح می تواند مشکلاتی را در زمینه پزشکی برطرف کند و به تمام اعضای بدن نیز تعمیم داده می شود توانست نظر داوران را به خود جلب کند.

فارس: طرح ایران با چه کشورهایی در این مسابقات در رقابت بود؟

رموزی: آمریکا، آلمان، ترکیه و چین طرح های خوبی ارائه داده بودند.

البته ما این طرح را در مسابقات ترکیه هم شرکت دادیم که هنوز نتیجه آن مشخص نشده است و امید ب یاری داریم که در این مسابقات نیز به مقام دست یابیم چرا که مسؤولان مسابقات خودشان برای ما دعوتنامه فرستادند.

در برخی مسابقات هم تیم فدراسیون مخترعان کشورهای مختلف به یکی از اختراعات دیپلم افتخاری ارائه می دهند. در مسابقات تایلند ما طرح دیگرمان را ارائه کردیم که در آن مسابقات مقام اول را کسب کردیم و برای آن طرح جایزه ویژه ای را هم از کشور کره جنوبی گرفتیم که با توجه به اینکه کره جنوبی کشوری مملو از تکنولوژی است این جایزه برای ما بسیار جالب توجه بود.

 

فارس: هزینه های اجرای این طرح ها از کجا تأمین شد؟

رموزی: بیشتر هزینه ها از طریق شرکت دانش بنیان ارومیه تأمین شد، بخش کوچکی هم هزینه شخصی بود.

* دانشگاه ها برای استفاده از محصول ایرانی همکاری کنند

فارس: با توجه به تحریم ها مشکلی برای تأمین مواد اولیه نداشتید؟

رموزی: مشکل وجود داشت ولی خواستیم که با هر آنچه در ایران داریم کار را به پایان برسانیم و تاکنون خدا رو شکر مشکلی وجود نداشت.

در فکر هستیم آن ابزارهایی که در ایران نیست را در حد توان در ایران بسازیم زیرا ما در کشور خودمان توان انجام این کار را داریم. دردندانپزشکی بیشتر ابزار را وارد می کنیم در حالیکه ابزارهای ساده ای هستند که می توانیم خودمان تولید کنیم.

اما دانشگاه ها و مصرف کننده ها نیز باید همکاری کنند، شاید اگر تولید خودمان را در بسته بندی شرکت خارجی ارائه دهیم حتی متوجه هم نشوند ولی باید تولید آن شرکت وارد نشود که به این سمت بیایند و پس از امتحان متوجه می شوند که تولید ایرانی دارای کیفیت خوبی است.

حتی اگر تولید ایرانی و چینی از نظر قیمت همسان باشد بهتر است که ایرانی را بخرند زیرا حداقلش این است که پولش در جیب جوان خودمان میرود.

به نظرم همدلی در یک طرح بیش از هر چیز موثر است و با همدلی می توان بر مشکلات هم فائق آمد.

* پیشنهاد اقامت کشور دیگر را رد کردیم تا نام ایران سربلند بماند

فارس: شنیدیم برای شرکت در مسابقات جهانی پیشنهاداتی از کشورهای دیگر داشتید که طرح را با نام آن کشور به مسابقات بفرستید؟

رموزی: به ما پیشنهاد داده بودند که با نام کشور دیگری در مسابقات جهانی شرکت کنیم و اقامت و امکانات هم برای ما فراهم می کردند اما ترجیح دادیم با نام «ایران» در مسابقات شرکت کنیم.

*به جیب خودمان خدمت می‌کنیم و نام آن را خدمت به ملت می‌گذاریم

فارس: به نظر شما که در این شرایط قرار داشتید و ایران را انتخاب کردید علت اینکه برخی دانشجویان ایرانی مهاجرت به کشور دیگر مهاجرت می کنند، چیست؟

رموزی: این مسئله به این دلیل است که همه ما مصرف کننده تربیت شده ایم. به طور مثال من که مدال گرفته ام حق خودم می دانم که باید از ایران بروم و اینجا دیگر جای من نیست وحتی یک بار هم از خودم نمی پرسم که ایران این امکانات را در اختیارم قرار داده که درس بخوانم و من درس خواندم و متخصص رادیولوژی شدم و کارهایی انجام می دهم که اسم آن را خدمت به مردم می گذارم ولی در اصل خدمت به جیب خودم است. کلینیک تاسیس کردم و کارهایی انجام می دهم که از آن درآمدزایی می کنم و پس از مدتی می گویم باید از ایران بروم.

در حالی که باید از خودم بپرسم تو چه کاری برای ایران انجام دادی که انتظار داری ایران برای تو کاری کند؟

 

* دانشگاه ها خدمتی که ایران برای ما انجام داده را به چشم ما نمی آورند

فارس: یعنی به نظر شما دانشگاه ها باید در این زمینه فرهنگ سازی کنند؟

رموزی: متاسفانه وقتی منِ نوعی وارد دانشگاه می شوم از ابتدا در ذهن من جا می اندازند که ایران بد است. اگر از همان ابتدا این مسئله را فرهنگ سازی کند که ایران فلان امتیاز را به تو می دهد و تو هم باید فلان خدمت را انجام دهی کسی از ایران نمی رود یا حداقل کاری برای ایران انجام می دهد و سپس می رود اما متاسفانه خدمتی که ایران برای من نوعی انجام داده است را هیچ گاه به چشم من نمی آورند. اینکه من از امکانات ایران استفاده کرده و تحصیل می کنم را به چشم من نمی آورند که ایران برای من این کارها را انجام داده و وطن من وظیفه ای ندارد این امکانات را در اختیار من قرار دهد.

* تمدن 3 هزار ساله ایران را با هیچ کشوری عوض نمی‌کنم

فارس: شما چرا تصمیم به رفتن از ایران نگرفتید؟

رموزی: من پیشنهاداتی داشتم و به این مسائل فکر کردم ولی فردی به من گفت هر گاه کشوری با تمدن 3 هزار ساله پیدا کردی برو. ما کشوری با تمدن 3 هزار ساله هستیم، 3 هزار سال پیش ایران ساخته یا کشف نشده، بلکه از آن زمان دارای تمدن بوده است.

زمانی که اعراب به ما حمله کردند بلد نبودند از پله استفاده کنند و روی پله 4 دست و پا می رفتند اما ما آن زمان از پله استفاده می کردیم. ما کشوری با چنین تمدن و اصالتی هستیم. کجا برویم که تمدن و اصالتش از اینجا بهتر باشد؟ جایی بهتر از اینجا نداریم. اگر پیدا کردیم برویم.

اما از طرف دیگر ما هر جا که برویم شهروند درجه 2 هستیم و هر زمان فردی از خودشان توانایی های ما را داشته باشد صد درصد ما را کنار می گذارد.

هر جا که ایرانی ها پستی دارند قطعا کسی از آن کشور این توانایی را نداشته است و در صورت داشتن توانایی صد در صد فرد ایرانی را حذف می کند و این دست اساتید است که باید به دانشجویان بگوید که حداقل باید چیزی تولید کنی یا خدمتی به ایران بکنی و سپس از ایران بروی.

* خودمان باید ایران را بسازیم

ما همه مصرف کننده هستیم و هر جا می نشینیم می گوییم ایران جای زندگی نیست. در حالی که خودمان باید آن را به جایی برای زندگی تبدیل کنیم. ایران هویت من است و منم که به آن زندگی می بخشم یا می توانم آن را نابود کنم.

این مسئله دست خودمان است و در بسیاری از دانشگا ه ها بسیاری از اساتید بزرگ این فرهنگ را جا اند اختند که اینجا جای زندگی نیست و باید برویم در حالی که از همان ترم اول باید بگویند که شما این خدمت را از ایران گرفته اید و در مقابل آن می خواهید چه کنید و باید همه دِینی نسبت به ایران را به گردن خودشان احساس کنند که این دِین را یا باید پدر و مادرها در ذهن بچه ها جا بیندازد یا اساتید دانشگاه.

هیچ کسی به این فکر نمی کند من کجا می روم و آیا جایی که من می روم صد سال پیش تمدنی داشته است یا خیر. جایی با این اصالت را رها میکنند و به کشورهای دیگر می روند و فکر نمی کنند انجا وقتی وی را سر کاری می گذارند به او اطمینان نمی کنند زیرا می گویند این فرد وطن خود را رها کرده است و تا زمانی به ما متعهد است که از ما خدمت می گیرد. آنها در نظرشان ایرانی ها را فردی می دانند که جای جوانشان را گرفت و به عنوان یک فرد بی وفا به ایرانی ها نگاه می کند که کشور و محل زندگی خود را رها کرده و به کشور دیگری رفته است.

ما برای طرح های خودمان حتی هزینه را خودمان انجام می دهیم اما منتی بر سر کسی نداریم. هیچ کسی از خارجی ها هم نمی گوید دولت، روزانه برای ما هزینه ای قرار داد تا من اختراع کنم. همه از خودشان مایه گذاشتند زیرا عشق دارند و آنچه وجود دارد این است که فردی که در کشور خودش در مسابقات شرکت می کند اصالت بهتری دارد زیرا برای افتخار کشور خودش تلاش می کند.

 

* اگر هر کسی گوشه ای از کار را بگیرد بحران تمام می‌شود

فارس: در این شرایط چه باید بکنیم؟

رموزی: امیدوارم به خودمان بیاییم زیرا ناامیدی در حال تزریق به جامعه است. همه به دنبال گران شدن دلار یا ابزار دیگری هستند. می توانیم به یکدیگر کمک کنیم ولی تیشه به ریشه خودمان می زنیم. می توانیم در این بحران به یکدیگر کمک کنیم. مثلا من به عنوان دندانپزشک می توانم بیماران را تحت فشار قرار ندهم. اگر خودمان کمک کنیم این بحران تمام می شود ولی باید هر کسی گوشه ای از کار مملکت را بگیرد.

زمانی که سکه گران می شود همه به سمت خریدن سکه حرکت می کنند در حالی که این مسئله اقتصاد را نابود می کنند. همه احتکار می کنند چرا باید اینگونه باشد؟ باید این فرهنگ جا بیفتد که به کشور کمک کنیم.

* همه ما به ایران بدهکاریم

اگر هم به آن طرف می روند باید یک تکنولوژی از آن طرف بگیرند و بیاورند.

ما پتانسیل زیادی داریم ولی برخی اصلا از این پتانسیل خبر ندارند و دیگر اینکه در دانشگاه ها وقتی کسی ایده ای را مطرح می کند استاد آن را در نطفه خفه می کند و می گوید آخرش میخواهی به کجا برسی؟

همه ما را طلبکار بار آورده اند، اما ما به ایران بدهکاریم، برای رفتن باید بدهی را پرداخت کنیم.

ما چه طلبی از کشور داریم؟ این جوی است که از ابتدا به ذهن ما وارد می کنند.برخی هم به دنبال سود بردن از بحران هستند اما تک تک ما نباید این اجازه را به هیچکسی بدهیم که از بحران کشور به سود خودش بهره ببرد.